فضای تنش و کشیدگی سراسر جهان را فرا گرفته است. آمریکا تنها ابرقدرت جهان بهشمار میرود و بنا بر آخرین اخبار، آقای ترامپ همچون یک سوپرمن میخواهد کل جهان را تسخیر کند؛ با این حال فردی دوراندیش است، شرایط را میسنجد و با توجه به زمان و موقعیت تصمیم میگیرد. گاه با تهدید میترساند، گاه تلاش میکند صلح را تضمین کند و گاه حتی با زبان بدن خود دیگران را میخنداند. او انسانی غیرقابل پیشبینی است و هر لحظه ممکن است دست به هر کاری بزند. آمریکا در گذشته نیز در همهجا تلاش کرده دخالت کند و این روند همچنان ادامه دارد، با این تفاوت که پای خود را روی زمین لغزنده نمیگذارد؛ چراکه پایش سنگین است و هر جا قدم بگذارد، سرنوشت آن منطقه را همان زمین بهتر روایت میکند. افغانستان نمونه بارز این واقعیت است. ترامپ سوپرمن و سر فرود نیاوردن ایران؛ این چگونه ممکن است؟ همه کشورهای اسلامی با آمریکا در ارتباطاند و افکار عمومی مسلمانان نیز تمایل شدیدی به رفتن به آمریکا دارند. با این حال، کشورهایی مانند آمریکا نیازمند آناند که با چشمانی باز دیده شوند؛ شاید چنین نگاهی باعث شود چشمان ما نیز باز شود و رؤیای جهان بزرگ اسلامی را آغاز کنیم. البته رؤیا دیدن ممنوع نیست، اما بیشتر رؤیاها ناتمام میمانند و برای تحقق این رؤیا، مسلمانان از سواحل نیل تا کاشغر باید یکپارچه شوند؛ حال آنکه ما بر اثر بالکانیزه شدن، تکه تکه شدهایم.
جنگ جهانی اول و تصمیمات پس از آن، نشان از درک و هوشمندی قدرتهای ضداسلامی داشت: اکنون بجنگید و همچنان بجنگید. فرقهگرایی، اختلافات قومی و شکافهای درونی چنان گسترش یافت که کشورهای اسلامی از یکدیگر فاصله گرفتند و هر یک دیگری را تهدیدی بالقوه می داند. جنگ طولانی ایران و عراق، میدان جنگ شدن افغانستان، بدگمانی میان مسلمانان، افزایش فاصله میان عربستان سعودی و ایران، کشمکش ترکیه و عربستان، اختلافات قطر و امارات متحده عربی و برنامههای خصمانه افغانستان علیه پاکستان، همگی نمونههایی از این وضعیتاند. نگاهها همگی به سوی آمریکا دوخته شده و فریاد "نجات، نجات" بلند شده است. با این حال، ما امتی زندهایم و مفهوم وحدت امت در قرآن و حدیث ریشه دارد. برای تحقق این وحدت، همه باید یکپارچه شویم. در برابر سوپرمن، تنها یک راه وجود دارد: مرد مؤمن بر اساس نظریات علامه اقبال و سپس تسخیر جهان.
ما مسلمانان، با گذشتهای سنگین و آیندهای نامعلوم روبهرو هستیم. اسرائیل همچون یک زورگو بر سر ما نشانده شده است. هرگاه آمریکا بخواهد پیامی به جهان اسلام بدهد، اسرائیل بیمحابا مسلمانان بیدفاع غزه را به خاک و خون میکشد و ما در پاسخ، تنها به دعا برای نابودی اسرائیل بسنده میکنیم. پاکستان و ایران که خدا خیرشان دهد، گاه فراتر از دعا عمل میکنند و با نشان دادن قدرت، اسرائیل را وادار به تأمل و نشستن بر سر میز مذاکره میسازند. بمب اتمی پاکستان پیامی بسیار بزرگ برای جهان دارد و ما به قدرتی ایمان داریم که هم کافی است و هم شفابخش. قدرت ایمان، هنگامی که با عقل همراه شود، ناممکن را ممکن میسازد، بهویژه زمانی که آمادگی دفاعی و پیشرفت فناوری نیز وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، هرگونه حمله ناگهانی هند علیه پاکستان هزینهساز میشود و جهان ناچار میشود جایگاه پاکستان را دوباره ارزیابی کند.
دشمن همواره از پشت ضربه میزند و در چنین شرایطی خطر آغاز جنگ بسیار بالاست. بهواسطه دخالت خارجی، برخی از ساکنان ایران علیه حکومت خود برخاستند. آمریکا و اسرائیل که مدعی دفاع از حقوق بشرند، از این وضعیت نهایت بهره را بردند. برخورد دولت ایران با عناصر آشوبطلب بهعنوان جرمی بزرگ معرفی شد و بهانهای برای آمادهسازی ناوگانهای آمریکایی و ایجاد هیاهوی رسانهای فراهم آمد. با این حال، آمریکا ناچار است به مواضع روسیه و چین نیز توجه کند؛ در غیر این صورت، ابرهای جنگ جهانی سوم تیرهتر خواهند شد، چراکه چون کارد به استخوان برسد، جنگ ناگزیر میشود. شاید سازمان ملل نیز از خواب غفلت بیدار شود، هرچند احتمال آن بسیار اندک است؛ اما رخدادهای غیر منتظره همواره ممکناند. چهبسا جهان اسلام نیز به غیرت آید و با روح اخوت، دگرگونی بزرگی رقم بخورد. در آن صورت، هر چیزی ممکن است. اکنون تنها انتظار باقی مانده است.
وضعیت ایران و احتمال اقدامات نظامی آمریکا علیه آن، بسیار نگرانکننده و دردناک است. نکته امیدوار کننده اینبار آن است که کشورهایی مانند عربستان سعودی، عمان و ترکیه با این اقدامات آمریکا مخالفت کردهاند و در مجموع، اقدام آمریکا علیه رئیسجمهور ونزوئلا نیز با استقبال جهانی مواجه نشده است. چین و روسیه نیز واکنش خود را نشان دادهاند. در چنین شرایطی، ایران نیز باید با نهایت دقت و تدبیر تصمیمگیری کند، درهای مذاکره را همواره باز نگه دارد و کشورهای اسلامی باید اختلافات کوچک را کنار بگذارند. جهان اسلام ناچار است آینده را با درایت بنگرد؛ مبادا کشورهای مسلمان یکی پس از دیگری هدف قرار گیرند و ما تنها نظارهگر بمانیم. این بُعد از ماجرا نیازمند توجه جدی است.[1]
نظر شما